persianweblog persianblog
دانش آموختگان و دانشجویان دکتری پرستاری ایران

هر دم از اين باغ بری می رسد...

حتما همه دوستان می دانند که آموزش دکتری پرستاری در عرض چند سال ره صد ساله پیموده است به طوری که از پذیرش چهار نفر در سال ۱۳۸۰به رکورد ۲۵ نفر در سال جاری رسیده است. و این در حالی است که مثلا رشته فیزیولوژی با قدمت سی و اندی سالش در آموزش دکتری هنوز ظرفیتش از ۱۴  نفر فراتر نرفته است. از طرف دیگر هنوز دانشکده مادر پرستاری و مامایی تهران شش عضو هیات علمی دکتری بیشتر ندارد در حالی که ترم آینده متجاوز از بیست و اندی دانشجوی دکتری در دوره های مختلف دارد. وضع دانشکده های دیگر نیز کم و بیش همین طور یا بدتر است مثلا دانشکده پرستاری کرمان فقط یک عضو دکتری دارد و دو دانشجو گرفته است. یادم هست چند سال پیش مسئولان به ما می گفتند که پرستاری در کشور ما هنوز ظرفیت پذیرش دانشجوی دکتری ندارد. پس می توان گفت عجبا که مدیریت بعضی ها چه ها می کند! و هر دم از این باغ وزارت فخیمه بی بهداشت و بی درمان تصمیم تازه ای می رسد و هنوز هضم نشده تصمیم تازه تری می رسد.

بدون این که خواسته باشم ضرورت دوره را زیر سوال ببرم و با یادآوری تجارب قبلی در زمینه تولید انبوه پزشک و پرستار که الان تبدیل به معضلی شده اند و نیز حال و احوال آشفته دانش آموختگان کارشناسی ارشد و دکتری پرستاری در دانشگاه های علوم پزشکی به نظر می رسد اگر تعمدی در سست کردن پایه های این رشته وجود نداشته باشد لااقل به نظر می رسد سیاست گزاران و اعضای محترم بورد پرستاری در این زمینه فاقد برنامه و راهبرد هستند و تسلیم فشارهای خارج از حرفه می شوند.

شاید بگویند یارو حالا که خودش سوار اتوبوس دکتری شده است به راننده می گوید آقا برو دیگه جا نداریم ولی سوال من این است ظرفیت این اتوبوس چقدر است و قرار است کی حرکت کند و به کیفیت آموزش دوره دکتری بپردازد و تا کی تفکر کیفیت فدای کمیت ادامه خواهد یافت؟ تفکر حرفه ای چه واکنشی را در این زمینه ایجاب می کند؟ آیا پاسخی برای سوالاتی از این دست هست؟ 

یزدان نیک

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٧/۱٧ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک

پروفسور کاپلی در دانشکده پرستاری اصفهان

هفته گذشته پروفسور سیلویا کاپلی که از اساتید پرستاری دانشگاه زوریخ سوئیس است میهمان دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. مدیریت دانشکده و به ویژه سرکار خانم دکتر طالقانی مدیر تحصیلات تکمیلی دانشکده  پرستاری برنامه ریزی بسیار خوبی انجام دادند و علاوه بر دیدار وی از قسمت های مختلف دانشکده و جلسات پرسش و پاسخ با اعضای هیات علمی و مدیران گرو ه ها یک گارگاه سه روزه هم برای دانشجویان دکتری ترتیب دادند. در این کارگاه آموزشی دانشجویان با فنومنولوژی دیالوگ و روش تجزیه و تحلیل داده ها آشنا شدند.

پروفسور کاپلی دارای درجه دکتری پرستاری و نیز دکترای فلسفه است و مطالعات متعددی با روش پدیدار شناسی انجام داده است. وی ضمن ستودن توان و علایق دانشجویان دکتری پرستاری ایران اظهار تمایل کرد که این ارتباطات علمی گسترش یابد.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٧/۱٥ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک

خروج پرستاری از اغماء

این روزها نمایش تلویزیونی سریال اغما موجی دیگر از اعتراض پرستاران را بر انگیخته است. در این جا قصد ندارم فیلم را نقد کنم که خود بحثی دیگر است بلکه می خواهم از منظری جامعه شناسانه به مسئله نگاه کنم.

رسانه ها از ابزارهای مهم اعمال قدرت هستند و همواره تحت تاثیر گفتمان حاکم بر جامعه عمل می کنند یا لااقل از آن تاثیر می پذیرند. گفتمان حاکم در نظام سلامت گفتمانی پاترنالیستیک است و از ان جا که پزشکی قداستی تاریخی را با خود یدک می کشد و قدرتی برخاسته از جایگاه علم  و دانش دارد دیر زمانی است که سلطه ی  بی چون و چرای خود را بر نظام سلامت تثبیت کرده است. در مقابل، حرفه پرستاری به عنوان حرفه ای نو ظهور میراثی از باورهای سنتی و غیر علمی در مورد خود را یدک می کشد. دیدگاه جامعه نسبت به پرستاری عمدتا همان دیدگاه سنتی است که پرستار را در حد یک زیردست پزشک و سوژه ای برای اعمال قدرت تقلیل می دهد و حتی نقشی نازل تر از یک زیر دست را هم برای آن متصور می شود. و رسانه ها نیز همین نگرش را منعکس می کنند.

از منظر پویایی تاریخ نیز پرستاری هنوز نتوانسته عقب ماندگی تاریخی خود را جبران کند. در کشور ما پرستاری ضربه دیگری را نیز متحمل شده است.با پیروزی انقلاب اسلامی و دگرگونی ارزش های اجتماعی  حرفه پرستاری چون تا حد زیادی با ارزش های رژیم قبلی هماهنگ شده بود و نماد های آن نگرش و فرهنگ در این حرفه در حد اعلی متجلی شده بود، پس از انقلاب اسلامی نتوانست به سرعت خود را با شرایط جدید و ارزش های جدید وفق دهد و به حاشیه رانده شد. حتی از فرصت جنگ تحمیلی نیز نتوانست استفاده کند و به رغم جان فشانی ها و ایثار های فراوان از رقبای خود عقب ماند و آن ها سلطه خود را بیش از پیش بر نظام سلامت تثبیت کردند و پارادایم خود را به عنوان پارادایم برتر و غالب به جامعه نیز  معرفی کردند.

پرستاری تا حدود دو دهه در اغما بود و تنها در پایان سال های دهه هفتاد بود که به خود آمد و اندکی از هوشیاری اش را باز یافت و توانست به آرزوی دیرینه اش یعنی ایجاد تشکلی حرفه ای دست یابد. اما آن قدر مشکلات و مطالبات متراکم شده بود که سازمان نظام پرستاری در چنبره ی پاسخ گویی به این مطالبات گرفتار آمد و از مشکل اصلی یعنی تصویر اجتماعی و جایگاه اجتماعی پرستاری که سر نخ همه مشکلات بود غافل شد و به جای کار ریشه ای در این زمینه به اقداماتی در حد اعتراض و ایجاد موج های مقطعی بسنده کرد.

اکنون جامعه پرستاری در حال بیدار شدن است و موج هویت طلبی و هویت یابی در جوانان این رشته به خروش افتاده است. برای پرستاری این فرصتی بی بدیل است و باید از این انرژی حداکثر استفاده را بکند. رهبران و نخبگان پرستاری باید به تدوین راهبردهای این جنبش بپردازند و همه هم و غم خود را معطوف به بازسازی تصویر اجتماعی و بهبود جایگاه اجتماعی پرستاری کنند. در پرتو این رویکرد و دفاع از حق سلامتی جامعه، پرستاران می توانند مطالبات خود را نیز تحقق بخشند . اگر تشکل های پرستاری رویکردی مردم سالارانه و سلامت محورانه اتخاذ نکنند و به فکر موج سواری و منافع آنی و زود گذر باشند نه تنها این فرصت تاریخی را از دست می دهند، بلکه خود نیز به تاریخ خواهند پیوست و حافظه ضعیف تاریخی این مردم به سرعت آن ها را فراموش خواهد کرد...

فیلم اغما واقعیتی تلخ ولی  انکار ناپذیر است و نگرش جامعه نسبت به پرستاری را منعکس می کند. عامه مردم و حتی تحصیل کردگان جامعه نه تنها شناخت درستی از حرفه ما ندارند، بلکه دچار کج فهمی ها و سوء تفاهم هایی در این زمینه هستند. از این واقعیت فرار نکنیم و به اعتراض هم اکتفا نکنیم. بیاییم از این فرصت برای شناساندن بهتر خودمان به جامعه حداکثر استفاده را بکنیم. 

به نظر شما چطور می توانیم این کار را انجام دهیم؟ 

یزدان نیک

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٧/٧ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک