persianweblog persianblog
دانش آموختگان و دانشجویان دکتری پرستاری ایران

 

دوستان خوبم
سلام.
در آغاز از حضور گرم و صميمي شما درجلسه گروه دانشجويان دكتري تشكر مينمايم واميدوارم اين گونه جلسات با شور وحضور بيشتر دوستان ادامه يابد ودر پرتو آن بتوانيم مشكلات صنفي وحرفه اي خود را حل نماييم. خبری تاييد نشده هم براي شما دارم و آن اينكه جلسه اي اخيرا در وزارت علوم فناوري و تحقيقات در باره راه اندازي دوره دكتراي پرستاري پيام نور( شما
بخوانيد پيام پول) برگزار شده (چشم شما روشن گل بود به سبزه هم آراسته شد).
انشالله بزودي متن صورتجلسه و نامه هايي كه بايد نوشته شوند آماده و برای تاييد دوستان فرستاده خواهد شد. جلسه پيشنهادی بعدي ما روز دوشنبه 4 اسفند با حضور عزيزان جديد الورود خواهد بود.
منتظر نظرات شما هستيم.
ارادتمند همه شما : احمد يزدان نيك

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱٠/٢٧ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک

باز هم گزارش يوتا

 

 با سلام. متاسفانه دفعه قبل گزارش خانم دکتر جويباری روی وبلاگ نرفته بود. اين از مشکلات پرشين بلاگ است که گاهی پيش مياد و من هم چک نکرده بودم. اين بار هم آن را می‌فرستم:

اين هم گزارش. با تشکر از ايشان:

سلام  دوستان

من لیلا جویباری هستم PhD candidate ! از  دانشکده پرستاری ومامایی ایران

امیدوارم که حالتون خوب باشید.  عجب گزارش سفری شد ! سال گذشته همین موقعها من یوتا بودم - 28 اذر 81.   و حالا  توفیق شد که تجربه ام را با شما share !  کنم که این هم به همت و تاکیدات  جناب اقای ضرغامی بود.

  جایی که من رفتم بهش میگن  salt lake city .  به واسطه دریاچه نمکی که داره به  این اسم معروف شده . اینهم تصویری از دریاچه نمک با بوفالوهای  اون.

   

 جاتون خالی شهر خیلی قشنگ و رویایی بود.

 

 آدم گاه متحیر میشه خدایا یه گوشه زمین اینقدر زیبایی و تمیزی . این شهر در یوتا(Utah  امریکا قرارداره( تقریبا بخش های جنوبی امریکا میشه ).  من 28 آذر 1381  رفتم و  28 خرداد 82 برگشتم. ممکنه بگید  چرا اینقدر زود برگشتی؟  از بس که دلم شور پایان نامه را می زد. بهتره شما اول کارهای پایان نامه تونو اینجا  انجام بدید  بعد برید فرصت مطالعاتی که بتونید به  جای چسبیدن به درس و کتاب  یه کم هم دنیا را بگردید .

 ماجرا از این جا شروع شد که خانم دکتر معزی  که استاد ایرانی  ساکن امریکا هستند با دانشگاه ایران در ارتباط بودند ( هستند)   و  خانم دکتر اسکویی  هم از این  فرصت استفاده کردند و از ایشان خواستند که برای ما یه پذیرش بگیرند. بالاخره کارها جور شد موند ویزا گرفتن، خوب حالا باید میرفتم به یه کشور ثالث  تا ویزا بگیرم. همه دبی را توصیه کردند که بجا هم بود.  ولی من تا اون زمان نه هواپیما سوار شده بودم و نه  کشور خارجی رفته بیدم!  راسته  که میگن بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی.  درسته که سه بار مجبور شدم  برم دبی ، کلی هزینه  کنم ولی وقتی که زمان میگذره و  ادم به پشت سرش نگاه  می کنه می فهمه چیزهایی بوده که خیلی براش زحمت کشیدی ولی ارزش اونو داشته .  مصاحبه در کنسولگری  امریکا در دبی  به زبان انگلیسی و ...  یه ریزه ادم رو می ترسوند ولی  شیرین بود . حساب کنم  خیلی  برای این شش ماه  دوندگی کردم  ولی راضی هستم چون به جاش چیزهای گیر میاد که جور دیگه ای  ممکن نبود بهش رسید.

  چیزی که هست  کاغذ بازی های وزارت بهداشته که پوسته ادمو می کنه. بی اغراق  صد ها نامه  و امضا و ...  ما باید  به  این فکر باشیم که روند رفتن رو اسونتر کنیم . وقت دانشجو رو  تو طبقه  چهارم وزارت بهداشت شعبه وصال تلف نکنیم.  خدایی اش من  احساس میکردم تو تاریکی  راه میرم چون هیچیکی  نبود که اطلاعات درست به ادم بده بدونه دقیقا  مراحل اعزام چیه ؟  راستش  یه چیزی درست کردن زدن  تو راهرو همون ساختمون  ولی  چیز درستی نبود . کارشناسی که اونجا نشسته  و پرونده تو زیر دستشه  بقدری  اخمو  به نظر میاید که جرات نمیکنی چند تا سوال بپرسی  تازه گویی بپرسی  جواب درست و حسابی  هم نمیگیری. تو راهرو  وزارتخونه  همه  متحیرن و این از اون می پرسه. بگذریم !

ادامه داستان :  23 ساعت در هواپیما !  در فروردگاه مینه پولیس  انگشت نگاری  و  مصاحبه فردی دقیق توسط پلیس  امریکا  و خلاصه از این برنامه ها !  می گفتند مسافرین از  پنج کشوری که به تروریست معرفند باید  دقیقا بررسی شوند.  از اونجا هم جان سالم بدر بردیم.  سالت لیک که رسیدم  خانم دکتر معزی  در فروردگاه منتظر بودند.   فکر می کردم تو بهشت  پیاده شدم. برف زیادی اومده بود و  شهر  خیلی اروم ، خیلی !  برای  ما که عادت  نداریم  یه ریزه  ممکنه سخت باشه . یکی  از  دانشجویان  دکتری  دانشکده  پرستاری   یوتا  به نام " کارا " عزیز که قبلا  همسری ایرانی داشت به مدت ده روز  خونه اش رو با تمام امکانات به رایگان در اختیارم قرار داد  و خودش و همسر جدیدش به مسافرت رفتند. به قدری کارا مهربان بود که  حتی برایم  قورمه سبزی و ماست موسیر و  نان لواش  .. . خرید گذاشت تو منزل  و رفت مسافرت (راستی  تو اون شهر هفت هزار ایرانی زندگی می کنه، طبعا سوپر مارکت ایرانی هم داشت). شهر خیلی  امنی بود ! خدایا! من تنها در  خونه ای بودم که از دزد گیر و  ... خبری نبود!

بعدا  رفتم با  یکی از اساتید پرستاری  دانشکده  هم خانه شدم. ایشون یه شرقی جوان از هند بودند  که به عنوان محقق در اون دانشکده کار می کردند. حسن این خونه این بود  که به دانشگاه  خیلی  نزدیک بود به طوری که پس از  گذشت فصل سرما  با دوچرخه میرفتم و می امدم( این دوچرخه رو یک  خانواده ایرانی به من دادند).

 

 عرضم به حضورتون  بر خلاف انچه که ما از سردی عاطفی امریکایی ها شنیده بیدیم !   کاملا  گرم و مهربان بودند.

 

به واسطه تعطیلات  سال  نو میلادی فعالیت آموزشی رسمی  خودمو  ده روز پس از ورود به  یوتا آغاز کردم.  این مدت  فرصت مناسبی برای آشنایی با  شهر بود.  در دومین روز دوره تحصیلی زمستانه  خانم دکتر معزی  به عنوان منتورم از مدیر برنامه دکتری دانشکده و تنی چند از اعضای هیات علمی دانشکده دعوت کردند تا  جلسه ای تشکیل بدهند. تو اون جلسه از من خواستند هدف خودمو برای این دوره شش ماهه  تشریح کنم.

 کارهایی که اونجا کردم :

شرکت در کلاس Domains of Knowledge به ارزش سه واحد در دانشکده پرستاری . در این کلاس با چگونگی  مراحل توسعه  دانش  در پرستاری،  نقد و  تحلیل  مطالعات  مختلف، روند   مروری  بر مطالعات،  چگونگی تدوین  مساله  تا نوشتن  مقاله، ترکیب مطالعات کیفی و  کمی و... آشنا شدم.

 شرکت در کلاس Research method  در دانشکده Social work به ارزش سه واحد. در این کلاس  با بنیادهای فلسفی ، شیوه های کیفی،  انواع روشها و  مهارت های بنیادی  برای طراحی مطالعات کیفی،  جمع آوری  داده ها،  تحلیل و نوشتن  مقاله آشنا  شدم. علاوه بر انجام تکالیف هفتگی برای فعالیت میان ترم نقدی بر کتاب Unknown City صورت گرفت. تکیلف پایان ترم اجرای یک مطالعه کیفی با چهار نمونه بوده است. با چهار پرستار ایرانی مقیم  امریکا  در مورد مفهوم "آسودگی" مصاحبه کردم. پس از تحلیل  داده ها  و نوشتن  مقاله نتایج کار در کلاس ارائه شد. تکالیف هفتگی میان ترم و پایان ترم به صورت پورت فولیو به استاد ارائه شد.

از  Dr.Gringeri & Dr.Mennon که  موافقت کردند  در کلاس درس شان شرکت کنم متشکرم. بودن در این کلاسها کلی برام تجربه بود  به نظرم کمترین اونها  یادگیری مطالب علمیه، از نظر من  تعاملات  اجتماعی بین دانشجویان ، دوستی هایی که ایجاد  میشه خیلی  مهمتره. اگه  ادم بخواد همه چیز رو بگه که حالا نگیم مثنوی ولی یه چیزی هایی تو این مایه ها میشه !   

-از مهمترین  موارد که در واقع  خواسته اصلی من بود انجام یه پایلوت  بود که اونم ممکن  شد. پروژه ای  تحت عنوان

 " Patient’s perception of comfort and nursing comforting strategies "

به تصویب رسید و تونستم  برم بیمارستان و با بیماران و پرستاران در مورد  موضوعم مصاحبه کنم . همه  طرحها باید  ابتدا به ساکن در IRB یا کمیته تحقیقات دانشگاه  مطرح بشه.  مراحل به تصویب  گذراندن یک طرح  تحقیقی در دانشگاه خودش یادگیری زیادی به همراه داره. لازمه حضوردر مراکز درمانی  برای انجام هر طرحی  تصویب  اون  پروژه در IRB  و گذراندن آزمونی تحت عنوان HIPPA می باشد. HIPPA  قانون کشوری محافظت از اطلاعات بهداشتی و حقوق مددجویان می باشد که اخیرا در دولت امریکا به تصویب رسیده.

از   Dr.Lee.Walker , Usha Mennon و خانم دکتر معزی بابت راهنمایی من در جریان تصویب پروژه و اجرای آن متشکرم.

 مصاحبه با 11 پرستار و 10 بیمار در بخشهای داخلی جراحی یکی از آموزنده ترین تجربیات یادگیری من در این دوره بوده است. از حمایتهای بی دریغ  مدیر پرستاری  بخش  شش جنوبی    Colline Prasad و پرستاربخش  شش شمالی Marria Eppich  بسیار متشکرم. رفتار شایسته و انسانی این دو پرستار نمونه  قابل ستایشه.  از حمایت های  منتور عزیزم خانم دکتر معزی نیز متشکرم. 

-بازدید از دانشگاه  BYUو بخش های مختلف  دانشکده پرستاری و ملاقات با  ریاست دانشکده و اساتید.  این دانشگاه خصوصی و وابسته به کلیسا می باشد.

-سخنرانی  در باره سیستم مراقبت  بهداشتی  در ایران به دعوت از جانب یکی از اساتید دانشگاه BYU . 

 -بازدید از بخش NICU  بیمارستان دانشگاهی یوتا  به همراه یکی از اساتید دانشگاه  و  

-بازدید از اورژانس بیمارستان  اطفال  به همراه یکی از پرستاران پرکشینور.

 -همچنین بنا به دعوت یکی از محققان  سالمند شناسی  دانشگاه یوتا  که در مورد سالمندان  اسیایی کار میکنند در  مصاحبه ای شرکت کردم  و گفتگو مفصلی در این باره با هم داشتیم.

- حضور در سخنرانی های ادواری  دانشکده یا دانشگاه

-ملاقات با استاد واحد      Ways of knowing   خانم  دکتر "  Kramer " و گفتگو در باره  چگونگی تدریس  واحد نظریه های پرستاری

 -ملاقات با مدیر برنامه دکتری و  گفتگو در باره برنامه دکتری پرستاری آن دانشکده

- شرکت  در کنگره تحقیقات پرستاری دانشگاه  یوتا و ارائه دو مقاله

- استفاده از تسهیلات غنی کتابخانه ای دانشگاه.

 

متفرقه:    بر خلا ف اینجا که کتابخانه  ساعت  هشت یا هشت ونیم  باز میشه  و عصر هم زودتر از همه جا تعطیله  اونجا از  7 صبح تا 12 شب  و حتی روزهای تعطیل  کتابخونه با تمام امکاناتش برای دانشجو بازه.  کامپیوتر، اسکنر ، فکس و ...  همه چیز. چیز  دیگه ای  که جالب بود اینه که یه کارت دانشجویی  در ترم یک می گیرن  بعد اون برای همه موارد  میشه استفاده کرد.  اون کارت کتابخونه میشه، تغذیه، خوابگاه، کارت اتوبوس و حتی درها رو با  اون باز میکنند. شاتل هم  که از صبح کله سحر کار می کنه تا شب و  روزهای تعطیل  دانشجو  رو در کمپوس می چرخونه.

 دیگه اینکه کاغذ بازی  اونجا خیلی کمتر از اینجاست چون همه چیز با ای میل انجام میشه .  باز هم حرف دارم، بعدا براتون می نویسم( مثل تسهیلات خاصی که برای شهروندان  سالمند میذارن،  با اینکه اونجا همه اتومبیل شخصی داشتند  ولی اتوبوس  از 5 صبح راه می افته تا 12 شب کار می کنه و... ، مذهب  مورمونها و  اعتقاداتشان و .... برخورد راحت دانشجو با استاد و رئیس دانشکده، time  saving : دست همه یک کتاب هست  تو اتوبوس و .. چیز میخونند).

 

و این هم  از معدن مس  سالت لیک سیتی که یکی از بزرکترین معادن روباز  جهان است.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱٠/٢٦ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک

دستور جلسه

دوستان سلام

راستش فکر نمی کنم از وبلاگ ما بی رونق تر وجود داشته باشد. سالی - ماهی يکی دو تا آدم بيکار ( خودم را می گويم ) به آن سری می زنند و اگر حالش را داشته باشند  يکی- دو خطی قلمی می زنند. پس اينکه می گويند عصر ارتباطات است چه صيغه ای است؟ شايد هم صفحه ما چنگی به دل نمی زند وشايد هم درس و مشق امان دوستان را بريده .به هر حال ما که سر در نياورديم چرا مشارکت همگان در همه چيز ضعيف است(منظورم اين است که هيچ چيزی در جامعه ما جدی گرفته نمی شود حتی زلزله هم نمی تواند دل قرص ما را بلرزاند اگر هم بلرزاند در مقياس ريشتر قابل تامل نيست).غرض از پرحرفی و آسمان ريسمان بافتن درد دلی بود و بعدش هم اعلام دستور جلسه فردا.

۱- تبادل نظر و اتخاذ تصميم در مورد  (ن )پيوستن به انجمن درحال تاسيس PHD 

۲- تبادل نظر و اعلام موضع در مورد مراکز  (بدون مجوز) تربيت کننده PHD پرستاری

۳- بحث در مورد مشکلات آموزشی و عدم هماهنگی مراکز در برنامه های آموزشی 

مکان:   دانشکده پرستاری و مامايی تهران دپارتمان دکتری                    

 زمان:   سه شنبه ساعت  ۳۰/۳- ۲     

حضور سبزتان را گرامی می داريم و اميدواريم به نتايج خوبی برسيم. 

                                                                        يزدان نيک

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱٠/٢٢ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک

بازگشت

سلام؛

آخرش نتونستم ويرگول را در اين صفحه پيدا کنم. بگذريم؛ با همين نقطه ويرگول فعلاْ می‌سازيم!

مدتی بود خيلی کار داشتم تازه اينترنت دانشکده هم دوباره قطع شده بود. اگرچه قطع باشد بهتر است؛ چون وقتی وصل است اينقدر کند است که فقط وقت ما را تلف می‌کند. به هر حال بهانه بود برای تنبلی من در به روز کردن وبلاگ.

به هر حال الان جايی هستم که خط خيلی سريع است و فرصت خوبی هم هست که خدمت دوستان سلام کنم.

توسط دکتر يزدان نيک و دکتر خانکه باخبر شديم که يک گروه انجمن دانشجويان و فارغ التحصيلان دکتری پرستاری در حال تشکيل است. متوليان اصلی آن دکتر فلاحی و دکتر عابدی هستند. حال با توجه به اينکه هدف ما از آغاز تشکيل اين گروه رسيدن به تشکيل چنين انجمنی بود؛ شايد فرصت مناسبی باشد که به اين هدف دست يابيم. اما لازم است در مورد نحوه پيوستن به آن و شرايطی که مد نظر داريد؛ بخصوص ميزان مشارکت اين گروه در مديريت انجمن فوق؛ و تعريف دانشجو و فارغ التحصيل دکتری پرستاری با توجه به مراکز غير دانشگاهی که اکنون مبادرت به تربيت افراد در دوره دکتری پرستاری کرده اند و مجوز وزارت را نيز ندارند از شما نظرخواهی شود.

لذا خواهشمندم نظرات خود را در مورد موضوعات فوق در همين صفحه درج فرمائيد تا در پيوستن به اين انجمن و حمايت از آن با هماهنگی بيشتری عمل کنيم.

منتظر نظرات و پيشنهادات شما هستيم.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱٠/٢ - علی ضرغام -احمد یزدان نیک